به گزارش همشهری، هفته كتاب مجموعه مراسمی است كه از سال 1372 هر ساله بین روزهای 10 تا 24 آبان به ابتكار و هدایت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برای ترویج كتاب و كتابخوانی برگزار میشود
وزارت فرهنگ و آموزش عالی، وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشكی، سازمان تبلیغات اسلامی، هیأت امنای كتابخانههای عمومی، جهاد دانشگاهی، كانون فرهنگی و هنری مساجد، كانون پرورش فكری كودكان و نوجوانان، مؤسسه خانه كتاب و تشكلهای صنفی با وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در این مراسم همكاری دارند.
مبتكران این مناسبت اهداف گستردهای برای آن قائل شدهاند، مانند تقویت بنیه فرهنگی كشور؛ توسعه، هدایت و رونق اقتصاد كشور؛ تشویق مردم به كتاب و كتابخوانی و ایجاد عادت به مطالعه؛ كمك به حل مشكلات و تنگناهای تولید و توزیع كتاب؛ تجهیز كمّی و كیفی كتابخانهها؛ و افزایش ظرفیتهای فرهنگی كشور.
برجستهترین اقدام در این هفته برگزاری نمایشگاههای بزرگ فروش كتاب در مراكز استانهای كشور است.
بسیاری از ناشران خصوصی در این نمایشگاهها شركت میكنند و كتابهای خود را با تخفیف به علاقهمندان میفروشند.
با همكاری مدارس هر شهر، برای دانشآموزان برنامههای خرید و بازدید از نمایشگاهها تنظیم و اجرا میگردد.
برای تشویق به كتابخوانی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هر سال میلیونها تومان بُن خرید كتاب به رایگان در میان دانشآموزان توزیع میكند.
بر اساس یك سیاست تدوین شده، طی این هفته اخبار مربوط به كتاب و چاپ و نشر در صدر اخبار كشور قرار میگیرد و مراسم و فعالیتهای علمی و فرهنگی با مضمون كتاب برگزار میشود.
روزهای هفته كتاب را همه ساله نامگذاری میكنند و فعالیتهای پیشبینی شده هر روز را متناسب با عنوان آن انتخاب میكنند.
از آن جمله میتوان به روزهای كتاب و كتابخوانی؛ كتاب، دانشگاه و حوزه؛ كتاب و دانشآموز و دانشجو؛ كتاب، كتابخانه و خادمان نشر؛ كتاب و ولایت؛ و كتاب و گفتوگوی تمدنها اشاره كرد.
طی سالهای گذشته ابتكارهایی در جریان برگزاری هفته كتاب صورت گرفته كه بهعنوان رویدادهای جنبی، شكل دائمی یافتهاند.
انتخاب كتاب سال دانشجویی از 1373؛ انتخاب و معرفی خادمان نشر؛ انتخاب كتاب سال ولایت از 1377 برای انتخاب و معرفی كتابها در موضوع زندگی و آثار چهارده معصوم (س)؛ جشنواره ادب پایداری كه نخستین بار از هشتمین دوره هفته كتاب در چهار رشته شعر، داستان، و فیلمنامه برگزار شده، از آن جملهاند.
هفتهنامه موسوم به كتاب هفته، كه جای خود را بهعنوان یك نشریه كتابشناختی موفق در كشور باز كرده، در ششمین دوره هفته كتاب متولد شد.
این نشریه رسانهای برای نقد و معرفی تازههای نشر و گزارشها و تحلیلها در زمینه صنعت نشر است. اما گذشته از آن، با گزارش منظم تمام كتابهایی كه هر هفته اجازه نشر یافتهاند، نقش یك كتابشناسی ملی آیندهنگر را در ایران بازی میكند.
در هفته كتاب، در مدارس، مساجد، دانشگاهها، و استانهای كشور نمایشگاهها و جشنهای كتاب و سخنرانی در موضوع چاپ و نشرِ كتاب برگزار میشود.
اهدای كتاب به كتابخانههای عمومی و مساجد، برگزاری مسابقه، مصاحبه و میزگرد، انتخاب كتابداران نمونه، راهاندازی كتابخانههای سیار در روستاها، تجهیز كتابخانههای ویژه نابینایان، و برپایی كارگاههای آموزشی برای ناشران و دستاندركاران حوزه كتاب از دیگر فعالیتهای مرسوم هفته كتاب است.
گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388ساعت 22:30  توسط مدیر تبلیغات
|

فیلم "داستان یک شوالیه" داستان پسرک جوانی است به نام ویلیام..
او فردی از طبقه ی پایین جامعه ی انگلستان به شمار میرفت ودر کودکی همیشه در آرزوی شوالیه شدن و تغییر طبقه و ارزش خود و خانواده اش بود. البته در آن زمان این امر غیر ممکن به نظر میرسید.
تا این که در سن جوانی بر اثر یک اتفاق ناگهانی و با گوش فرا دادن به صدای درون خود حاضر به دست زدن به عمل خطرناکی میشود.
صدای درون در واقع صدای روح او بوده است که با نشان دادن علامت ها و نشانه هایی او را ناچار به پیروی میکند. روح در واقع یک شی نیست بلکه کیفیت یا بعدی از تجربه کردن زندگی خودمان است.روح با عمق،ارزش،دل،مرتبط بودن با جهان درون وجهان بیرون ارتباط تنگا تنگی دارد.و به همین خاطر است که اعماق تاریک روح را باید به اندازه ی بلندای درخشان آن محترم شمرد.
در بین راه او با دختری به نام جاسلین آشنا میشود و این آشنایی باعث میشود که ویلیام بعدی از ابعاد وجودی خود را ببیند وبا آن زندگ کند و آن آنیمای درون هر انسانیست.
طبق نظریی ی یونگ یک مرد در بخش آگاه خود مرد است ودر ناخود آگاه زن درون "آنیما"دارد.که ویژگی های آن عبارت اند از:
اینجا و اکنونی بودن/یگانگی با طبیعت/ عشق،هیجان،اضطراب/ بیان احساست/معنویت/هنر/انعطاف پذیری و .....
وبناست برای رسیدن به توازن یک مرد در طول زندگی زنانگی خود را به خود اگاه آورد و ان را زندگی کند.
همچنین یک زن نیز در ناخود آگاه خود مردی"آنیموس"دارد و باید در طول زندگی خود آن را خود اآگاه آورد و با این بخش از وجود خود زندگی کند.و آن ویژگی ها عبارت اند از:
زندگی در آینده/هدف گذاری و هدفمندی/جنگجویی/عملگرایی و......
بعد از آشنایی ویلیام با جاسلین او برای به دست آوردن او کار های عجیبی انجام می دهد که باعث تغییر سرنوشت خود نیز میشود .که این قضایا نشان دهنده ی قدرت عشق است.
منظور از قدرت عشق کودکی نیست که اغلب چشمانش کور است و یا به عنوان نوعی سرکشی در بزرگسالی بلکه پلی است بین روح وزمان یعنی انجا واکنونی بودن. در واقع عشق وسیله ی وارد شدن و راهنمای ماست در راه پر پیچ و خم درون .
اگر بتوانیم عشق را آن طور که خود نشان داده محترم بداریم و آن را با تمام اشکال و جهت های خود بپذیریم در مسیر کشف سطوح پایین تر روح خود قرار گرفته ایم جایی که معنا و ارزش خود را آهسته نشان خواهد داد.
گردآورنده : زهرا احمدی زمانی
+ نوشته شده در شنبه دوم آبان 1388ساعت 14:13  توسط مدیر تبلیغات
|
مهم نيست بگذاريد در وجودتان عشق از تنفر پيشي گيرد .
هنر سازگاري را بياموزيد ، زيرا بهتر آن است كمي خم شويد تا اينكه به كلي بشكنيد .
بهترينها را باور داشته باش نه بدترين ها را .
به خاطر داشته باشيد كه پايه و اساس يك رابطه ي ماندني ، دوستي واقعي است و بدانيد كسي را كه براي ازدواج بر مي گزينيد ، شايسته ي تمام الطاف و محبتهايي است كه نثار دوستان خود مي كنيد .
اين گفته را حتما به فرزندان خود و فرزندان فرزندان خود نيز بياموزيد : چيزها هر چه بيشتر تغيير كنند ، بيشتر هماني هستند كه بودند ، مگر آنكه خود شما تغيير كنيد .( جين ولز 1886 )
چند زوج جوان بر سرسفره عقد مي نشينند . مهم اين است كه آمار طلاق و بي تعهدي رو به افزايش است . راز داشتن يك ازدواج موفق چيست ؟ و از همه مهمتر افراد چگونه مي توانند نسبت به يكديگر متعهد باشند . در اطراف خود زندگي افرادي را مي بينيم كه ازدواجشان كاملا خوب به نظر مي رسد ، چون زياد با يكديگر دعوا و مشاجره ندارند و از نظر ديگران زندگي آنها ايده آل است ( يا حتي در مقايسه با ديگران زندگيشان خوب است ) آيا واقعا خوب است ؟ ولي در روابط آنها هيچ شور و حالي ديده نمي شود و اين خود مشكل زندگي آنهاست . هيچ تلاطمي در اين مرداب ساكن رخ نمي دهد . ديگر از با هم بودن لذت نمي برند در اين موقع به ياد روزهاي هيجان انگيز آشنايي مي افتند از اينكه تنها آرزويشان بودن با هم بود .به نظر من اختلاف ناشي از ساختارهاي شناختي متفاوت افراد است . مثلا هيچ يك از افراد بشر با مفهوم و ذات واژه ي محبت ، وفا ، دوستي مشكلي ندارد و همه آنها را دوست دارند پس چرا نمودهاي متفاوتي از آن مي بينيم ؟ به نظر من اين واژه ها وقتي وارد سيستم شناختي مي شوند در چارچوب فرهنگي ، ديني ، شخصيتي و....... قرار مي گيرد و يك جلوه ي ويژه پيدا مي كنند و شايد بتوان آن را خلاقيت ذهن ناميد . بسياري از زوج ها در مخابره افكار واميال و احساسات خود به يكديگر با دشواري روبرو مي شوند . ابهام و پيچيدگي بر دشواري تصميم گيري مي افزايد و شايد موجب اختلاف ، شكوه و گلايه هايي مي گردد كه روابط را تهديد مي كند . در اين زمينه افراد اختصارا به سه دسته تقسيم مي شوند:
الف ) افرادي كه خواسته هاي خود را مبهم براي طرف مقابل مطرح مي كنند و ازطرح موضوع اصلي صحبت طفره مي روند .
ب ) افرادي در شرح جزييات گم مي شوند و در حاشيه مطلب ، حرف مي زند با اين خيال كه گمان مي گنند همسرشان موضوع را درك كرده است .
ج ) افراد به قدري در گفتن و ابراز كلمات صرفه جويي مي كند كه كلامش تفهيم نمي شود و تازه بر اين باور است كه به تفاهم ميان خود كمك مي كند .
وقتي از خانمها در مورد از دواجشان مي پرسند : همه مي گويند از ازدواجم راضي هستم . اما منظورشان از ازدواج دوستان ، خانواده ، بچه ، نوه و همكارانمان نه صرفا بودن با شوهرانشان .
گاهي اوقات در يك رابطه ترس از اظهار نظر و قضاوت طرف مقابل نسبت به ما و.... و ابهاماتي كه براي شخص بوجود مي آيد به همراه تحريف پيام به گمراهي و ابهام كشيده مي شود و موجب ياس و نوميدي و خصومت مي گردد و به بروز سوء تفاهم هاي شديد كمك مي كند .در روابط از هم گسسته و يا روابطي كه شور و حالي در آن ديده نمي شود شايد يكي از طرفين به فكر طلاق بيفتد شروع به رابطه ي عاشقانه با افراد ديگر مي كند ولي در مقابل احساس گناه مي كند چون اين را مي داند كه فرد مقابلش خوبي هايي هم دارد كه بر بدي ها ارجحيت دارد . مثلا مي داند كه همسرش غير قابل كنترل است ولي وفادار و آدم خوبي است براي همين تصميم مي گيرد كه در روابط جديد امنيت خانوادگي اش را به خطر نيندازد . افراد در اين روابط به دنبال صميميت هستند نه صرفا روابط جنسي . پاتريشيا نولر مي گويد : فرايند ارتباطي كه در خارج از زندگي زناشويي زوجهاي نا موفق به خوبي كار مي كند ، در محدوده زندگي مشترك آنها موفق نيست . علت اصلي گرفتاري را بايد در روابط زناشويي آنها جستجو كرد .
چرا اغلب زنان و مردان پس از مدتي ارتباط برقرار كردن با يكديگر يكي يا هردوي آنها به نتيجه مي رسند كه تمايلي به ازدواج ندارند . دليلشان هم اين است كه نمي خواهيم خود را به يك ارتباط محدود كنيم يا بعد از ازدواجشان به يك روزمرگي دچار مي شوند ؟
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 23:19  توسط مدیر تبلیغات
|
چهارشنبه صبح بود که با بر و بچه های طلوع جمع شدیم و رفتیم به همایش همون همایش نگارندگان صعود همونو میگم که مربوط به تقدیر از جشن فعالان فرهنگی بود . از صبح برنامه های مختلفی برپا بود ، ولی قرار بود از ظهر به بعد با حضور رئیس دانشگاه جوایزی اهدا بشه ! اسامی اونایی که قرار بود ازشون تقدیر بشه هنوز مشخص نبود به خاطر همین دل تو دل بچه ها نبود که اونا هم هستن یا نه ؟! بعدازظهر همه کنار هم توی سالن نشسته بودیم و داشتن از تشکلات تقدیر می کردند تا ................. نوبت به کانون های فرهنگی ـ هنری و علمی ـ ادبی رسید
. همه سر جاشون میخکوب شده بودن که مجری برنامه گفت :
کانون ممتاز علمی - ادبی کانون مطالعاتی طلوع .
و از خانم وزیر پناه ( دبیر فعلی کانون ) برای گرفتن هدیه و لوح تقدیر دعوت شد ، هممون جیغ و هورا کشیدیم و تو فاصله ای که دبیرمون بره بالا و جایزه رو بگیره همچنان در حال تشویق کردنش بودیم .
و اما از اتفاقات تاسف برانگیز این برنامه که اشک خیلیامونو درآورد ...
نادیده گرفتن کارشناس اسبق امور فرهنگی بود که به ذکر نامش در اینجا نیازی نیست چون همه اونو به خوبی می شناسن . آخه همه ما انتظار داشتیم در مقابل این همه زحماتش برای راه انداختن و هدایت تشکلها حداقل یه تشکر خشک و خالی ازشون می کردن اما دریغ !!!!!!!!!!
راستی وقتی جایزه هامونو دیدیم به نظرمون اومد که کاش به جای این همه اعما و احشا جانبی و بعضا تکراری یک لوح تقدیر ناقابل به هر یک از بچه ها داده می شد.
آخرشم می خواستیم از خانم رضایی دبیر اسبق کانون شعر و ادب به خاطر کمک به نگارش این مطلب تشکر کنیم و همچنین بهشون به خاطر دریافت هدیه برترین کانون فرهنگی ـ هنری ( شعر و ادب ) تبریک بگیم .
+ نوشته شده در جمعه هفدهم مهر 1388ساعت 9:44  توسط مدیر تبلیغات
|
مقدمه
هر چند که انسانها در طول تاریخ اشتباهات کوچک و بزرگ زیادی را در راه رسیدن به موفقیت مرتکب شدهاند، اما چیزی که مایه تعجب و شگفتی است این است که این اشتباهات به کرات در حال تکرار بوده، هستند و شاید در آیندهای نه چندان دور دوباره توسط نسل بعدی انسانها تکرار شوند! با کمی مطالعه و تحقیق در مورد این اشتباهات به این نتیجه میرسیم که متأسفانه به جای اینکه میزان اشتباهات با افزایش درک و آگاهی انسانها کاهش پیدا کند، روز به روز در حال افزایش است. هر چند که انسان در حال حاضر در حال گذران عمر خود در عصری است که به نام عصر فضا نام گرفته است.
هر چند انسانها در اعصار گذشته دانش و تخصص علمی کمتری داشتهاند، ولی در عوض از کیفیت روابط اجتماعی بسیار خوبی برخوردار بودهاند. در گذشته انسانها برای برقراری ارتباط با یکدیگر نیاز به گذران دورههای آموزشی نداشتهاند، ولی در عصر حاضر یکی از بزرگترین مشکلات انسانها این است که چگونه خود و احساسات انسانی خود را نسبت به همدیگر بیان کرده و به راحتی بتوانند در محیط خانواده یا اجتماع با آنها ارتباط برقرار کنند.
تکرار خطا ، خطایی بزرگتر است.
این موضوع از آنجایی حائز اهمیت است که عدم توجه به این بحران! و صرف زمان برای مطالعه اشتباهاتی که انسانها برای رسیدن به موفقیت مرتکب شدهاند، باعث کاهش کیفیت روابط فردی و اجتماعی انسانها در آینده خواهد شد و زندگی معنوی و اجتماعی او را با خطرات جدی رو به رو مینماید. امروزه خردمندان جوامع به این باور رسیدهاند که تامین سعادت و خوشبختی انسان تنها با کمک پیشرفتهای علمی میسر نبوده و تحقق کامل این هدف تنها به افزایش معنویات در زندگی بستگی دارد. هر چند که خداوند متعال هیچ وقت انسان را در پیمودن راه زندگی در این دنیا تنها نگذاشته و جوامع انسانی را با فرستادن پیامبران و امامان مورد رحمت و هدایت خود قرار داده است.
اما تعدادی از انسانها با گمراه کردن دیگران هیچ وقت اجازه ندادند که عظمت الهی هدایتگر زندگی انسانهایی باشد که در تلاش برای رسیدن به موفقیت بوده یا هستند و در این بین تنها انسانهای معدودی توانستهاند به نسبت استعداد و دریافت خود به درجهای از کمال برسند. به نظر میرسد که قرن بیست و یکم ، قرنی باشد که انسانها در آن گرایش بیشتری در مسیر معنویات و اخلاقیات از خود نشان داده و از معنویت به عنوان آخرین سلاح بشریت برای بازگرداندن انسان به مدار اصلی انسانیت خویش استفاده نمایند. برای روشنتر شدن موضوع بیایید نگاهی به تعدادی از اشتباهاتی که انسانها در طول تاریخ برای رسیدن به موفقیت مرتکب شده و میشوند داشته باشیم و این گونه تصمیم بگیریم که نه تنها آنها را تکرار نکنیم.
خوشبختی به قیمت بدبختی دیگران
قرنهاست که بشر دچار توهم غم انگیزی در زمینه رسیدن به قدرت شده و همین توهم باعث بروز نبردهای خونین و بیعدالتیهای فراوانی در سراسر جهان شده است. توهم این است که تعدادی از انسانها فکر کرده و میکنند که میتوانند از ضرر و بدبختی دیگران به خوشبختی برسند، به همین دلیل در جست و جوی راههایی برای سوءاستفاده و اغوای دیگران بوده اند. این مشکلی است که هنوز دست از گریبان تعدادی از انسانهای تشنه قدرت و موفقیت برنداشته است.
بسیاری از مردم احساس میکنند که میتوانند با خراب کردن دیگران به موفقیت برسند. یک ضربالمثل قدیمی میگوید «دو راه برای داشتن بلندترین ساختمان در شهر وجود دارد. یکی این است که تمام ساختمانهای بلند شهر را خراب کنی و دوم این است که روی ساختمان خودت کار کنی و آن را بلندتر کنی.» این مطلب دقیقا در مورد مسائل سیاسی ، اقتصادی و زندگی شخصی تک تک انسانها نیز صادق است.
نگرانی از مسائلی که خارج از کنترل شماست
نگرانی از مسائل خاصی که با گذر زمان حل میشود، فقط نیروی انسان را هدر میدهد. خداوند گاه معجزات خود را در مکانهای باور نکردنی و به دست افرادی دور از انتظار و در زمان هایی غیرقابل تصور به انجام میرساند. زندگی نیز ما را دقیقا به آن طرف راهنمایی میکند، اما از راههایی که انتظارش را نداریم. ظاهرا مردم در دنیای قدیم نیز انرژی فراوانی را صرف نگرانی در مورد اموری میکردند که خارج از کنترل آنها بوده است. اول اینکه بیمعنی است در مورد چیزی نگران باشی که کنترلی بر آن نداری، زیرا اگر تو بر آن کنترلی نداری معنی ندارد که در مورد آن نگران باشی. دوم اینکه این هم بیمعنی است که در مورد چیزهایی که بر آن کنترل داری نگران باشی، زیرا اگر واقعا کنترل داری نگرانی معنا ندارد.
عدم حذف غیرممکن در زندگی
روزی سرخپوستی در جنگل گردش میکرد. او یک تخم عقاب را روی زمین دید و به خیال اینکه یک تخم مرغ معمولی است آن را در لانه یک مرغ گذاشت. جوجه عقاب نیز همانند دیگر جوجههای مرغ از تخم بیرون آمد و مانند آنها شروع به راه رفتن و دانه خوردن کرد. یک روز ، عقاب کوچک که اندکی بزرگتر شده بود متوجه پرواز پرنده باشکوهی در آسمان شد. پرسید این چه پرندهای است؟ مرغ پاسخ داد: این یک عقاب است. زیباترین و قدرتمندترین پرنده دنیا! عقاب کوچک با خود اندیشید که چقدر خوب بود اگر او هم عقاب بود و میتوانست مثل عقاب پرواز کند، اما چون باور داشت که یک جوجه مرغ معمولی است خیلی زود همه چیز را فراموش کرد و تمام عمرش را مثل یک مرغ خانگی زندگی کرد! جایی در مغز شما قرار دارد که سالهاست در آن بذرهای موفقیت خفتهاند و حال آنکه اگر این بذرها را در مغز خود فعال کنید با قدرت رشد خود میتوانند شما را به اوج برسانند.
اگر شما طالب پیروزی هستید اما فکر میکنید توانایی آن را ندارید، موفق نمیشوید. فراموش نکنید که تنها معیار ذهن نیمه هوشیار افکاری است که شما بیشتر در مورد آنها فکر میکنید. اگر بیشتر به موفقیت فکر میکنید ضمیر ناخودآگاه شرایط درونی و بیرونی را طوری تغییر میدهد که به خواسته خود برسید. اما اگر دائما به مسائل منفی و ترس از شکست فکر میکنید، حتی اگر از بهترین امکانات هم برخوردار باشید به علت تفکر منفی ، خود شما خودتان را از درون شکست دادهاید. ضمیر ناخودآگاه کور است و نمیتواند میزان دارایی یا کمبودهای مادی شما را ببیند. او فقط احساس میکند. به هر موضوعی بیشتر فکر کنید آن را در درون شما به صورت یک قانون درمیآورد. برای رسیدن به موفقیت تنها کلمه غیرممکن را از فرهنگ لغات زندگیتان حذف کنید و دیگر و تحت هیچ شرایطی به او اجازه بازگشت ندهید.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم تیر 1388ساعت 0:34  توسط مدیر تبلیغات
|
به نام خالق زيبايی
مکان های دسته جمعی مانند ورزشگاه و سينما :
مزايا : تجربه کردن هيجانات جمعی و احساس تعلق جمعی
معايب : قربانی شدن فرديت ها/ توهم رشد يافتگی / ناپديد شدن حماقت جمعی
فرديت individual
مکانی که فرد به درون خود توجه دارد و به چيستی و چرايي اعمالی که انجام مي دهد توجه دارد. ( برای مثال به اين توجه دارد که حکمت دعا يا نمازی که من مي خوانم چيست؟ )چنين فردی به فرديت رسيده است.
Sufism : نمونه يک شخص با فرديت رشد يافته
اعمال در مذهب ما نيز نيم نگاه به درون ( صوفيسم : تفکر هر فرد نسبت به اعمال خودش )
نيم نگاه به جمع ( آداب دسته جمعی و کلی )
-
صوفيان هر دين مي توانند با هم به راحتی گفت و گو و تعامل داشته باشند چون به فرديت رسيده اند.
-
کسی که به فرديت کامل رسيده ( صوفيسم ) به فرديت ديگران نيز احترام مي گذارد و آنها را همان طور که هستند مي پذيرد.
امام علی در نهج البلاغه مي فرمايد :
پيامبران گنجينه ی هر فرد را به خودش نشان مي دهند. ( اشاره به فرديت )
فيلم پيشنهادی : موسيو ابراهيم
کتاب : مبانی روان شناسي تحليلی يونگ تاليف : کالوين . اس
+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388ساعت 21:28  توسط مدیر تبلیغات
|
آنکه قـرارش نگـرفتی و خـواب تا گل و نسـرین نفشاندی نخست
گردش گیتی گل رویش بریخت خـاربنان بر سر خــاکـش برســـت
.JPG)
آقای مجید نفر ؛
نبودن ،واژه کوچکی است ،اما نبودن تو حس غریب بزرگی است که انتهایی ندارد .
برای تو آموزگار مهربان
از طرف جمعی از دوستان و همکلاسی های تو و اعضای کانون طلوع
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 21:9  توسط مدیر تبلیغات
|